مادران دی و بهمن 98

567 عضو

پاسخ به

چند سالشونه

عزیزم این بادکنکا رو چجور چسبوند ب دیوار

1401/10/12 17:32

پاسخ به

خوبه شما ها حداقل دیدین من اصلا نبردم

این دیدنه سخته ما دوسال داستیم خونه میساختیممم اون یکی خونه مامانمینا موندم دوسال نزدیک خونه مامان بزرگینا بود خونشون بعد هعی میرفتمم ووننجا بهم گف کی تونتون تموم میشه اره میام خونتون بعد هعی میگم ننامرد گفتی میای خونمون بس چیشد من اومدم خونمم پپس بیا

1401/10/12 21:53

پاسخ به

من مامان مامانم اینطوری بود

خدا رحمتش کنه
الان در حال گریه کردنم اوایل فوت شدنش شبو روزم گریه شدع بود الان کمتر شده ولی هفته ای دوبار گریرو دارمش ب یادشم ففط

1401/10/12 21:57

باورم نمیشه ک مرده باشه

1401/10/12 21:57

پاسخ به

براش قرآن بخون

یبار پنشنبه بود شوهرمینا رفتن سر مزار منم نشسته بودم داشتم گوجه خورد میکردم بزارم جلو خورشید خشک بشن بعد گفتم اعع پنشنبس بزا باتحه بفرستم بعد منم همون شبش خوب دیدم عمم و مادر بزرگم شامو خونمونن یه سفره بزرگ ته دیگ هاای قرمز برنجو غذا ایناااا من و مامانم میگفتیم توروخدا از این غذا ها ببر با خودت اصلااااا نبرد گف ن ک ن بعد ب مامانم خوابمو گفتم گف اون اینقد خوب بود راضی نبود کسی درد بکشه چون میگن مرده نباید از ما چیزز بگیره و ببرع خوبیت ندارع

1401/10/12 22:02

ما یع رسمی داریم وقتی جهاز میخرن یه چیزیو فامیل نزدیک میخرن مادر بزرگمینا یه سماور خریدن براممم همش بهم میگف رویا استفاده میکنی ازش ?

1401/10/12 22:04

بیاین اصل بدید اشنا بشیم

1401/10/12 22:11

پاسخ به

من نسرین 21 از فارس ? 2 تا بچه دارم پسرم نزدیک سه سالشه دخترم 40 روزشه

الهی خدا حفظشون کنه خوشبختمم40 روزگیشم مبارکککک

1401/10/12 22:15

بخواد بیاد میگم دو لایه کاندوم بکش سرش اعتبار نداره?

1401/10/14 17:56

فقط کافی بود یکبار تو شب نمیدادم صبح سینه هام میترکیدن از درد

1401/10/14 23:43

پاسخ به

منم اینجوری ام ناشکری نمیکنما ولی همش دلم میخواس خشک شه شیرخشک بدم

اخه چرا برا بدن خودوتم خیلی خوبه

1401/10/14 23:45

من 2 سال کامل دادم 9 ماه کشید تا کامل خشک شع

1401/10/14 23:45

پاسخ به

خیلی ضعیف شدم

اونموقع شیر خشک بهتره

1401/10/14 23:47

پیشگیریت چی بود خودتون خواستین دومیو

1401/10/14 23:47

الانم خطر میکنید یا ....?

1401/10/14 23:49

پاسخ به

بازم بچه میخواین؟

ب شوهرم باشه اره ولی من کتاب دفترشو بستم و نمیخوام کلا خط کشیدم روش

1401/10/14 23:54

میاد بغلم میکنه میگه مامان منو تو با هم دوستیم میگم اره بعد باز بغل میکنه ???

1401/10/15 00:54

پاسخ به

انشالله برا منم شوهر خالم فوت شد ک میشد بابای جاریم سر اونم باز نشد کاری بکنم حالا میخوام برا تولد آ...

حالا منننن اولین تولدش افتاد اوج کرونا ک همه خونه بودیم همه جا بسته بود خودم کیک پختم سه نفری بودیم
دومی هم باز کرونا بود و با اینکه همه جا باز بود بازم محدودیت بود سومی هم یه کیک خریدیم و تو فضای باز عمکس انداختیم فلان یه کیکم مادر شوهرمینا خریدن و تو خونه گرفتیم ولی امسال یه تولد مجلل خواهم گرفت عوض همشون

1401/10/15 01:07

همش لخته میاد ازم

1401/11/01 20:54

نه طبیعی

1401/11/09 10:54

الان مهراد بستنی خورد دستشو مالید بالش و مبل ?

1401/11/10 20:04

پاسخ به

پس غذا و کارای خونه رو کی انجام میدی?

جاروکشیدنی راحتم کوچیکه باصداش اروم میشه بابزرگه باهم میکشیم غذارواذیت میشم خیلی وقتاتوبغلم درست میکنم ظرف ولباس وگردگیری هم بعضی وقتاهمسرم نگه میداره بعضی وقتاخودش آرومه چشمم بهشون هس

1401/11/11 17:46

پاسخ به

خیلی ازین قضیه میترسم که بدجنس، وحشی بشه، یا مثلا تا من نیستم یواشکی بچه رو بزنه از عمد محکممم بوسش ...

خب سعی کن بیشتربه اون توجه کنی چون کوچیکه هنوزمتوجه نیس ولی اون میفهمه من میگم داداش دوست داره توروماهم دوس داریم داداش بزرگ میشه باهم بازی میکنین وایناولی هرکاری کنه یکم حسودی داره

1401/11/12 10:41

خاستی قطره آد بهش بدی اول بگو سامیار قطره میخوری
خاستی پماد بزنی براش یکم الکی برای سامیار بزن
این چیزا برای ما عادیه ولی بچه ها حساس میشن

1401/11/12 17:24

پاسخ به

من میگم مهراد بیا بزن پشتش تا آروغ بزنه انقد خوشش میاد?

ماهم بچه رومیزاریم توکامیون بزرگه میرونیم باهم یامیزاریم تاب مثلاهل میده یامثلا میزارم روکولش اسب سواری میکنه یاروسه چرخه میرونه اینجوری ک عادت کنه یکم دیگ بزرگ شه بدونن چجوری بازی کنن

1401/11/13 11:29