بخدا من روزانه یه ماجراهایی تو زندگی ها میبینم که شوکه میشم!!بخدا من هرچی جدیدا میبینم و میشنوم زنه حال شوهرشو گرفته و خیانت و.... شوهرا هم عجیب شدن
1399/08/03 11:34
//= $member_avatar ?>
پاسخ به
هم سنیم
اره جانم ??
1399/08/03 11:34
//= $member_avatar ?>
پاسخ به
بخدا من روزانه یه ماجراهایی تو زندگی ها میبینم که شوکه میشم!!بخدا من هرچی جدیدا میبینم و میشنوم زنه ...
والا من یه چیرای میشنوم قدر شوهرمو میدونم
1399/08/03 11:35
//= $member_avatar ?>
من گشنمهههههه
1399/08/03 11:35
//= $member_avatar ?>
پاسخ به
وای خدا نکشت??
???
1399/08/03 11:35
//= $member_avatar ?>
پاسخ به
والا من یه چیرای میشنوم قدر شوهرمو میدونم
آره بخدا
1399/08/03 11:35
//= $member_avatar ?>
پاسخ به
اینقدر گفتم میگه برو
چون از اخلاق بابات خبر داره اخه مشکلش چیه؟خودت خواستی باش ازدواج کنی؟از اول همینطور بود؟
1399/08/03 11:35
//= $member_avatar ?>
بخدا شمایی که شوهرتون خوبن قدرشو بدونید باهاش بسازین
1399/08/03 11:36
//= $member_avatar ?>
خبرمرگم اره خودم میخواستمش مامانم میدونست بابام نه اما یه بار به بابامنگفتم میخوام گفتم هرجی خودت گفتی
1399/08/03 11:36
//= $member_avatar ?>
پاسخ به
هیچی با تنقلات میگذرونم شوهرم خونه نیس ناهار نمیپذم
منم اونموقع ها ک بچم نبود وشوهرم ناهار نمیومد با تنقلات میگذروندم ولی بازم هیچی غذا نمیشه
1399/08/03 11:37
//= $member_avatar ?>
مشکلش روحی روانی مرتیکه گوزو
1399/08/03 11:37
//= $member_avatar ?>
پاسخ به
آره بخدا
نه دست بزن داره نه کم محلی میکنه برام اگه مریض باشم نمیزاره غذا هم بپذم تا من خوب نشم نمیخوابه دیروز شکم درد داشتم جاریم اینا میومدن غذام نیمه موند خودش پخت
1399/08/03 11:37
//= $member_avatar ?>
خب خداروشکر واقعا
1399/08/03 11:37
//= $member_avatar ?>
پاسخ به
منم اونموقع ها ک بچم نبود وشوهرم ناهار نمیومد با تنقلات میگذروندم ولی بازم هیچی غذا نمیشه
اره جانم ??? چقدر بخوره ادم سیر شه
1399/08/03 11:38
//= $member_avatar ?>
پاسخ به
نه دست بزن داره نه کم محلی میکنه برام اگه مریض باشم نمیزاره غذا هم بپذم تا من خوب نشم نمیخوابه دیروز...