دکتر زنان در شیراز

2932 عضو

دلم میخاد چرا نخاد حرومتتتتتتتتتتتتتتتت رد کو بیادد خو😐😐

1403/11/11 23:19

لباسشم قشنگ سی جورابش بوی😭😭عاشق اینام

1403/11/11 23:42

اول می همچین ادمیه؟ می بچس یا دوران قدیمه😐
بعدشم حرف بدی نزدی شوهرتم فمید فوقش دلخور شه از دلش درمیاری
چی آنچنان بدی نبوده بخاد دعوا بد کنه باهات

1403/11/11 23:49

الان باز ظرف میشستم باز اوطو شد ن میتونسم بشینم ن واسم هموطو موندم تا دردو رف یطوری میشه رون راستم

1403/11/12 17:53

یبار گوزیدم نگام کرد خندید گف عشقم زدیش؟ گفتم ها زدیم زیر خنده
میریم بیرون باهم غیبت میکنیم مگم. نگا ای دخترو انگا شلوار نداره میخندیم

یطورایی زیادی شاید راحتیم شاید بگی اینا زشته حد و مرز رابطه اس در حد گوزیدن پیش شوهر خوب نیس اما ما قبل از عروسیمون 2 سال نامزدی و 5 سالم باهم دوست بودیم
خودم ایطوریو راحتیه زیادوو بیشتر دوسدارم

1403/11/12 23:23

میخاد حاملش کنیم

1403/11/13 14:32

😐حتمن مشکل از خته که زی ارضا ویبو بیو بره یال بزنت حالمه بهم زدی دارم ناهار ایخرم گوزو نکبت

1403/11/13 14:39

بهداشت برم میگه بهم کی بدمش و.. ؟
گفتم بچرو چهل روزش تموم شد یه دکتر متخصص ببرمش شیراز قرص تقویتی اینا شاید لازم باشه بده هوم؟

1403/11/13 14:46

حاملگی روانیم کرد حالا سوالای بچه داری کجی دلم بزارم🤦🏻‍♀️

1403/11/13 14:53

عبنداره خوشه سرگرمی بقران
من ممد بجز تابسون و ابان و اذر بقیه ماها سرکاره صب میره میاد ناهار میره 5 6 میاد روانی میشم حصلم خیلی سرمیره

1403/11/13 15:07

☹️ میگم موقع عمل سز با ای لباس عمل میکنی تنت فقط قسمت شکم یا همجاتو میبینن؟

1403/11/13 15:19

☹️ فیض میبرنا بیشورا
من راضی نیسم با ژاکت میرم

1403/11/13 15:49

😂😂😂بعد دنیا اومدن دخترش همتون اوضاع دارید با سوالاش

1403/11/13 16:06

این با اطمینان گفت کم میکنی

1403/11/13 16:27

رونم باز گرفته بلن شدم لنگ لنگ راه رفتم ای دیه چ دردیه😐

1403/11/13 23:32

تا الان نگرفته دیگه نمیگیره

1403/11/14 10:00

چرا

1403/11/14 10:13

یکم بهترشده خداروشکر

1403/11/14 10:21

😐کسی نی 🤔

خدا همروو شفا بده

1403/11/14 10:58

😐😐😐میزنمت بقران دختر ببین نگا
میگم الان 36 هفته و 7 روزم دقیق فردا میرم وارد 39 میشم
اما.اون برام 27 بهمن نوبت زده

1403/11/14 11:55

برین توش

1403/11/14 15:43

بخدا اگ حوصله ویس گوش کردن داشته باشم😂

1403/11/14 15:46

بعد من بابای ممد خب خیلی از اول اسرار داش رو بیمارستان پیوند من میگفتم سادی برا هزینشه گفتم خب پیوندم 20 میگیره هی میگف ن بگو صدرا اخرش گف چونکه نزدیکتره بهمون د اینکه عمه های ممو عموهاش عمه خودم اونجان میتونیم قبلش برا کارام یا شبش برن اونجا برا همی
میشه گف من نظرم برا بیمارستانم بود روز اول اول کار گفتم زری پیوند میخام نبود کوثر ک گف سروگلم اونجام عمل میکنه زنداداشم عمل کرده

1403/11/14 15:54

من ممد بیدار میکردم دسش میزاشم رو شکمم روانیش کرده بودم😂

1403/11/14 15:59

اذیت میشی بعد نی نی دنیا بیاد حسودی میکنه و اوو ماجرا داری یذره سعی کن دورش کنی

1403/11/14 16:03