خاطرات بارداری (لطف بی نهایت)

لطف بی نهایت

 

زندگی نسبتا سختی داشتیم و در مشکلات غرق بودیم، کمتر می شد بهش فکر کنیم تمام حواسمون به این بود که از منجلاب نجات یابیم و هر کاری می کردیم انگار هیچ کاری نکردیم و هیچ چیز بهتر نمی شد، درست در لحظه ای که از همه جا و همه کس نا امید بودیم خداوند روزنه ای از امید به زندگی ما باز کرد همه چیز رو به بهبود بود و به طور معجزه آسایی همه چیز درست شد. با شروع سال جدید زندگی جدید آغاز شد. با عیدی از طرف خداوند سال نو را آغاز کردیم، من باردار بودم و وجود این فرشته با قدم های پر برکتش روشنی بخش زندگی ما شد. الان 6ماه می گذرد و هر روز برای من بهترین روز بوده فرشته کوچولوی من دختر است و پریا نامی شایسته اوست. پریا، تو زندگی ما را دگرگون کردی تو یک عشق برتر هستی، حاصل 2 عشق بزرگ و یک لطف بی نهایت، لحظه لحظه زندگی برای ما ارزش پیدا کرده و امید و تلاش ما برای ساختن یک زندگی جدید و خوب بیشتر شده است خدا را با تمام وجود شکر می کنیم به خاطر تو و تمام اتفاق های خوب زندگی. بی صبرانه منتظرآمدنت هستیم تا دنیا را زیباتر کنی و عطر مهربانیت را همه جا پراکنده کنی.

عاشقانه دوستت داریم و انتظار می کشیم، تو قشنگترین هدیه خداوندی.

 مامان و بابا  93/6/27

 

 

 

منبع: نی نی پلاس